السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
465
تفسير الميزان ( فارسي )
و اما اگر خبر متواتر نبود ، و همراه با قرينه هايى قطعى نيز نبود ، و در نتيجه بعد از شنيدن خبر يقين به صحت آن حاصل نشد ، و به اصطلاح علمى خبر واحد بود ، چنين خبرى در نظر عقلا وقتى معتبر است كه اگر براى انسان يقين نمىآورد ، حد اقل وثوق و اطمينانى بياورد ، حال يا به حسب نوعش خبرى وثوقآور باشد ، ( مانند خبرى كه متخصص يك فن به ما مىدهد ) و يا به حسب شخصش وثوقآور باشد ، ( مثل اينكه شخص آورنده خبر مورد وثوق ما باشد ) ، عقلا بنا دارند كه بر اين خبر نيز ترتيب اثر دهند . و سرش هم اين است كه عقلا يا به علم عمل مىكنند ، و يا به چيزى كه اگر علم حقيقى نيست علم عادى هست ، و آن عبارت است از مظنه و اطمينان . حال كه اين مقدمه روشن گرديد ، مىگوييم : اينكه در آيه شريفه دستور به تحقيق و بررسى خبر فاسق را تعليل فرموده به اينكه * ( « أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ . . . » ) * مىفهماند كه آنچه بدان امر فرموده ، رفع جهالت است ، و اينكه انسان اگر خواست به گفته فاسق ترتيب اثر دهد ، و به آن عمل كند بايد نسبت به مضمون خبر او علم حاصل كند ، پس در آيه شريفه همان چيزى اثبات شده كه عقلا آن را ثابت مىدانند ، و همان عملى نفى شده كه عقلا هم آن را نفى مىكنند ، و اين همان امضاء است ، نه تاسيس حكمى جديد . * ( « وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّه لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الأَمْرِ لَعَنِتُّمْ . . . » ) * كلمه « عنت » به معناى گناه ، و نيز به معناى هلاكت است . و كلمه « طوع » و اطاعت هر چند به معناى انقياد و گردن نهادن است ، و ليكن بيشتر به معناى امتثال أمر و مشى بر طبق خطى است كه آمر براى مامور ترسيم كرده - اين نظريه راغب است « 1 » - . ليكن چه بسا ممكن است كه امر به عكس شود ، يعنى ما فوق بر طبق خواسته زيردست خود عمل كند ، آن طور كه او دلش مىخواهد ، در اينجا متبوع و آمر از تابع و زيردست اطاعت كرده . و اتفاقا در آيه مورد بحث اطاعت به همين معنا است ، مىفرمايد « * ( لَوْ يُطِيعُكُمْ ) * - اگر پيغمبر شما را اطاعت كند » چون عمل رسول خدا ( ص ) را بر طبق دلخواه مؤمنين اطاعت آن جناب از مؤمنين خوانده . و اين آيه به طورى كه از سياقش برمىآيد تتمه گفتار در آيه قبل است ، مىخواهد حكم در آن آيه را تعميم دهد ، و بفرمايد رسول خدا ( ص ) نه تنها نبايد خبر فساق را بدون تحقيق بپذيرد ، بلكه خواسته شما را هم نبايد اطاعت كند ، به همان علتى
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « طوع » .